۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

بازگشت

فکر کنم پنج ماهی شده است که اینجا چیزی ننوشته ام.دلیلش را نمی دانم شاید بازهم خود سانسوری باشد شاید خجالت از یکی دو نفری که اینجا را می خوانند نمی دانم
الان مدت نسبتا زیادی گذشته است و تصمیم گرفتم بازهم اینجا از نگفتنی هایم بگویم.داستان از آنجا شروع شد که در وبلاگی راجع به کتاب که در اتوبوس ها قرار می دهند برای این که مردم مطالعه کنند نوشته بود.
در این کتاب نوشته بود که اگر حرفی برای گفتن "ندارید" حتما یک وبلاگ ایجاد کنید.داشتم با خودم فکر می کردم بر عکس چیزی که شابد خیلی از ما فکر می کنیم راجع به این که سیستم حاکم بر کشور متشکل از مشتی آخوند مرتجع و بی سواد است کاملا در اشتباهیم.ظاهرا آقایان مشاورانی دارند که به صورت ریشه ای و بنیادی اقدام به برنامه ریزی برای آینده نموده اند.شما توجه کنید که مخاطبین حمل نقل عمومی چه قشری از جامعه هستند و اصولا چه رنج سنی بیشتر سوار اتوبوس میشوند و در چه ساعتهایی.اکثر افرادی که در طول روز سوار اتوبوس می شوند افراد مسنی هستند که در اوقات خاصی از روز این کار را می کنند قطعا صبح زود که حجم مسافر زیاد است امکان مطالعه این کتاب ها نیست و مسافرین هم اکثرا خسته و خواب آلود هستند با درج این نوشته ها در این کتاب ها کاملا قصد نویسنده روشن است!تنها رسانه باقی مانده آنهم به صورت محدود وبلاگ و اینترنت است که با فیلترینگ و کاهش سرعت و راه های دیگر آنرا تا حدودی مهار نموده اند و الان دقیقا مشغول جداسازی ذهن ها هستند یعنی پدران و مادران و قشر میان سال را نسبت به این رسانه و استفاده های آن بدبین می کنند و بدین شکل وقتی جوانتر ها مشغول نوشتن یا خواندن در اینترنت هستند به نوعی حس نگرانی در آنها ایجاد می کنند و این حس را تلقین می کنند که این افراد بیکار هستند و دارند وقت خود را می سوزانند.
باید توجه داشت که به دلیل عدم آموزش صحیح در مورد برنامه ریزی نسل جوان ما اصولا با مقوله ارزش زمان و برنامه ریزی جز و کلان آشنا نیست و بر عکس آقایان با تربیت قشر خاصی از جوانان و استفاده از دانشگاه های خارج از کشور در رشته های مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک در حال فاصله گرفتن از سایرین هستند.
همه آنها می دانند که سو مدیریت بزرگترین نقطه ضعف ایشان است ولی اجازه نمی دهند این سو مدیریت به حوزه سرکوب و مبارزه با مخالفین کشیده شود.در روز 22 بهمن همه دیدیم که چگونه با یک برنامه ریزی دقیق همه جا را فتح کردند و اجازه حضور ندادند.این را دست کم نگیرید در حال حاضر در سه بازه زمانی کوتاه مدت میان مدت و بلند مدت به خوبی برنامه ریزی صورت گرفته است که اگر کمی دقت کنید شواهد آنرا خواهید دید.نمونه آن همین کتابهای اتوبوسی و غیره

۱ نظر:

گلپونه گفت...

خیلی خوب نقد کردین
ممنون

خاطرات تنهایی

  من و خاطرات تنهايي قسمت اول:  1 يك علاقه خاصي بودبين ما. يك جور احترام متقابل . يك جور خودداري . سه ماهي ميشد كه با هم كار مي كرديم. يك ...