خوب به این عکس نگاه کن!این عکس رو تصادفا گرفتم!تعداش زیاده فکر کنم 20 تا از زاویه های مختلف و در فاصله های مختلف ولی همه جا این حیون بی زبون ساکت فقط با این چشمهای عجیب به من نگاه می کرد.ظاهرا باغی که این آقاسگه توش زندانی بود تنها روزنه ارتباطیش با بیرون همین یک سوراخ بود و این زبون بسته هر وقت صدای پایی میشنید خودش رو به این سوراخ می رسوند.وقتی ازش عکس می گرفتم فقط نگاهم می کرد بی هیچ صدایی.رفتم جلوتر و دستی به صورتش کشیدم و برق خوشحالی رو میتونستم توی چشماش ببینم.می دونی حال ما مثل حال این سگه است!یک باغ بزرگ پر از امکانات از نظر دیگران! ولی محصور بین دیوارهای کاهگلی شاید همدمی داخل این باغ که بیچاره تر از ماست و شایدهم تنها!تنها روزنه ما به دنیای بیرون همین سوراخ مجازی است.حالا به همین سوراخ هم میگن "ابزار خیانت" و به من و تو می گن "خیانت کار" و به نگاهمون به بیرون میگن"خود خیانت" وای به حال اینکه یک عکاسی بیاد رد بشه دستی هم به سرمون بکشه که برق شادی و رضایت موقتا توی چشمامون بشینه!!!به این میگن "سنگسارش کنید" میبینی دوست عزیزم دنیا رو این شکلی میبینم!ولی خوب هنرپیشه خوبی هستم و نقش آدم های راضی رو خیلی خیلی خوب بازی می کنم هرکی منو ببینه میگه بابا تو که وضعت خوبه همه چیز داری دیگه جی می خوای!جواب می دم می خوام از این باغ بیام بیرون!
پروانه شدن آسان نیست به قول دوستی مجازی!
۱ نظر:
نه...اصلا آسون نیست!!!!
ارسال یک نظر