۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

بیخیال


ای خواجه خوش دامن دیوانه تویی یا من
درکش قدحی با من بگذار ملامت را

پیش تو بسی شیدا می​جست کرامت​ها
چون دید رخ ساقی بفروخت کرامت را

۱ نظر:

مريم گفت...

كم آورديــــــــــــا!!!!!!!

خاطرات تنهایی

  من و خاطرات تنهايي قسمت اول:  1 يك علاقه خاصي بودبين ما. يك جور احترام متقابل . يك جور خودداري . سه ماهي ميشد كه با هم كار مي كرديم. يك ...