ای خواجه خوش دامن دیوانه تویی یا من
درکش قدحی با من بگذار ملامت را
پیش تو بسی شیدا میجست کرامتها
چون دید رخ ساقی بفروخت کرامت را
من و خاطرات تنهايي قسمت اول: 1 يك علاقه خاصي بودبين ما. يك جور احترام متقابل . يك جور خودداري . سه ماهي ميشد كه با هم كار مي كرديم. يك ...
۱ نظر:
كم آورديــــــــــــا!!!!!!!
ارسال یک نظر