۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

چرت نوشت

تازه از راه رسیدم خسته و کوفته!دراز به دراز جلو ماهواره افتادم!تنها هستم و چقدر این تنهایی چسبناک میشه!گیلاسم نصفه شده و سرم گیج میره!
گر حکم شود که مست گیرند در شهر هر آنکه هست گیرند
جای شما خالی چند تا عکس خیلی خیلی توپ گرفتم.خدائیش این دوربین خیلی معرکه است دوسش دارم
برنامه ریختم آخر هفته برم سفر و چند روزی تنهایی سیر کنم مجوز هم از مقامات بالا صادر شده!بین خودمون باشه خیلی نیاز به این سفر دارم اساسی قاطی کردم!
بالاخره آدم لازمه که یواشکی داشته باشه !موافقی؟
اصلا خیلی وقته که یواشکی های زندگیم کم شده کلا یواشکی خونم پائین اومده یاد اون روزا که یواشکی داشتم بخیر
اصلا هر آدمی باید یواشکی خودش رو داشته باشه
اصلا اگه هر آدمی یواشکی نداشته باشه سلامتش به خطر خواهد افتاد
سلامتم کاملا در خطره !
اصلا اگه آدم نتونه خودش باشه خیلی بده!می دونم ولی خودم بودن خیلی دردسر داره !خود من خیلی شره خیلی دردسر درست می کنه ولی دوسش دارم اون منی رو دوست دارم که همش مایه شر بود همش شلوغ میکرد همش میریخت بهم
فکر کنم چند روزی خودم خواهم شد
ایوه الناس بگوش
ما اومدیم

۲ نظر:

مانی مسیحا گفت...

وایییییییییی این یواشکی خا رو هستم داداش!!!!

مانی مسیحا گفت...

ضمنا خوش اومدی!!!

خاطرات تنهایی

  من و خاطرات تنهايي قسمت اول:  1 يك علاقه خاصي بودبين ما. يك جور احترام متقابل . يك جور خودداري . سه ماهي ميشد كه با هم كار مي كرديم. يك ...