۱۳۸۹ خرداد ۱, شنبه

تعریف شما چیست؟!

اصولا توانایی و لیاقت یک همسر با چه معیار و شاخصی سنجیده میشه؟
این سوال رو بارها از خودم پرسیدم!هیچ وقت جواب کامل و درستی دریافت نکردم.
آیا این نکته که یک همسر توان عوض کردن ماشین به صورت شش ماه یکبار رو نداشته باشه نوعی از بی لیاقتی طلقی میشه؟
اصلا آیا باید آدم ماشینشو 6 ماه یکبار ارتقا بده؟و آیا اصلا ماشین آدم بخشی از شخصیت آدم طلقی میشه؟ آیا علاقه به ادبیات و نقاشی و عکاسی و کتاب و سینما و علاقه کمتر به بازار و بازاریان و زیر و رو کشیدن و خواهر ک.... بودن بازهم بی لیاقتی فرض میشه؟ آیا اینکه بتونی در مدت کمتر از دو سال یک خانه 100 میلیونی رو به یک خانه 250 ملیونی تبدیل کنی ولی نتونی 250 میلیونی رو به 400 میلیونی تبدیل کنی این بی لیاقتی طلقی میشه؟آیا داشتن تفکرات خاص در ارتباطات شخصی و عدم گیر دادن به نوع لباس پوشیدن همسر و بیان این مطلب که از نظر همه آدم ها آزاد آفریده شده اند و هیچ کس مالکیتی بر آنها نداره بی غیرتی طلقی میشه؟آیا این مطلب که هیچ علاقه ای به برنامه ریزی در مورد مسائل اتاق خوابی ندارم و هر وقت عشقمون کشید باید بخوایم با هم ،خیانت طلقی میشه؟آیا باید همه مردها رو خیانت کار فرض کرد و همه زن ها رو پاک دامن و خندیدن با یک مرد و لاس زدن احتمالی با یقه باز فقط یک ارتباط کاری طلقی میشه و اون مرد اصلا فکر دیگه ای نمی کنه ولی اگر طرف مقابل روز تولدش رو همکاراش براش دسته جمعی جشن بگیرن همه اون همکارا میشن جن ده و من هم میشم خریدار بدن!؟در حالی که همیشه روز تولد من فراموش میشه؟آیا هر مردی که ماموریت کاری میره خارج از کشور حتما کاباره میره و جن ده خونه هم میره و غیر از این اگر باشه در مردانگیش شک باید کرد و چون من مرد هستم پس من هم همه این کارها را میکنم!؟
نه جواب همه این ها را خودم می دانم خواستم به خودم بگویم برای این که در این کشور و با این آدم ها زندگی کنم هیچ چاره ای ندارم غیر از اینکه مثل آنها فکر کنم مثل آنها قضاوت کنم و به زن مثل یک مرد و از دید یک مرد و با تفکر شکم به پائین نگاه کنم نه به دید یک انسان و نه با دید یک دوست و یک همراه و نه با دید یک موجود برتر و کاملتر و تمام کننده!خواستم به خودم این تذکر را بدهم که این نوع نگرش هزاران سال ریشه دارد و زنان ما نیز این نگرش را می پسندند حتی اگر روشن فکر باشند .می گویند این که تو برایت مهم نیست من چه لباسی بپوشم یعنی علاقه ای به من نداری و برایت تفاوتی نمی کند که مرد نامحرم به من چگونه نگاه کند آیا واقعا این گونه است ؟ یعنی آیا شما تا این حد خود را وسیله فرض کرده اید؟ من خودم را در اندازه ای نمی بینم که به یک انسان بالغ و کامل بگویم چه نوع لباسی را انتخاب کند اگر خودت از نگاه هرزه متنفری خودت لباست را انتخاب کن!شاید دارم آب الک می کنم نمی دانم !شاید دارم حرفهایی می زنم که همه آنها خطوط قرمز طلقی می شوند و شاید باید من هم مانند دیگر همجنسانم فکر کنم!بارها تلاش کرده ام که مثل آنها باشم!ولی نمی توانم!از من نخواه چیزی شوم که نمی توانم و در شالوده ام نیست!از من نخواه مردی شوم که برای چند سانت پارچه دعوا راه می اندازد! از من نخواه که مالک تنت باشم !من فقط می توانم یک همراه باشم یک دوست باشم یک همسر باشم نه بیشتر!من قهرمان بدن سازی نیستم من رانت خوار نیستم من جذابیت جنسی اندکی دارم من توانایی محدودی دارم من یک آدم معمولی هستم مثل همه آدم های معمولی دیگر و قصد غیر معمولی بودن هم ندارم ویا گرا هم نمی خورم چون نیازی ندارم چون اعتقادی به برنامه ریزی در این زمینه ندارم!تعریفم از عشق کمی با دیگران متفاوت است!من فقط خود من هستم با همین مشخصات فیزیکی و روحی نه چیزی بیشتر اگر بیشتر می خواهی باید حرکت کنی اگر فکر می کنی کوچک هستم و اندک هستم باید راه بیافتی باید از من عبور کنی!باید حرکت کنی!اگر فکر می کنی لیاقتت خیلی خیلی بیشتر از چیزی است که الان داری پس سعی کن لیاقتت را به دست بیاوری و سعی کن به جلو بروی.اگر فکر می کنی که باید پرواز کنی پس این کار را بکن.اگر نکنی خودت نخواستی و در آینده کسی غیر از خودت حسرت نخواهد برد.یادت باشد این حرف ها را به تو گفته ام!من مانع رشد هیچ کس نمی شوم.پرواز کن اگر که پرنده ای

۱ نظر:

مريم گفت...

چقدر تو تحت فشاري

خاطرات تنهایی

  من و خاطرات تنهايي قسمت اول:  1 يك علاقه خاصي بودبين ما. يك جور احترام متقابل . يك جور خودداري . سه ماهي ميشد كه با هم كار مي كرديم. يك ...